تبليغاتX
خدا همین نزدیکی است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 16:47  توسط حسین  | 

آدم به خدا گفت :

خداوندا !شیطان را بر من مسلط نموده ومثل جریان خون  نمودی که در رگهایم جاری بود،

.قادرش نمودی که بر بدنم داخل گردد.

پس خداوند فرمود :

یا آدم در مقابل به تو وفرزندانت این را دادم که هرکس از آنها فکر عمل بدی را بکند ، نوشته نشود،

ولی اگر آن عمل را انجام داد ،تنها یک گناه نوشته شود ،

 اما اگر کسی نیت انجام عمل خوبی را نمود ،

وانجام نداد ، برای نیتش یک ثواب نوشته می شود

 و اگر آن عمل را انجام داد ، ده ثواب برایش نوشته می شود .

آدم گفت:

خدای من !برایم زیادتر کن !

خداوند فرمود : اگر کسی مرتکب گناهی شد وآنگاه توبه نمود ،آن را  می بخشم .

آدم گفت: ای خدا ! باز بیشتر کن !

 خدا فرمود تالحظه مرگ ،مهلت توبه دادم !

این جا بود که آدم گفت:خداوندا! کافی ام است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 16:34  توسط حسین  | 

 

از بهشت كه بيرون آمد،

دارايي‌اش فقط يك سيب بود.

سيبي كه به وسوسه آن را چيده بود.

و مكافات اين وسوسه هبوط بود.

 

فرشته‌ها گفتند: تو بي‌بهشت مي‌ميري.

زمين جاي تو نيست. زمين همه ظلم است و فساد.

و انسان گفت: اما من به خودم ظلم كرده‌ام. زمين تاوان ظلم من است.

اگر خدا چنين مي‌خواهد، پس زمين از بهشت بهتر است.

 

 خدا گفت: برو و بدان جاده‌اي كه تو را دوباره به بهشت مي‌رساند،

از زمين مي‌گذرد؛ زميني آكنده از شر و خير،

آكنده از حق و از باطل، از خطا و از صواب؛

و اگر خير و حق و صواب پيروز شد

تو باز خواهي گشت و گرنه ...

 

 و فرشته‌ها همه گريستند.

اما انسان نرفت. انسان نمي‌توانست برود.

انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. مي‌ترسيد و مردد بود.

 

 و آن وقت خدا چيزي به انسان داد.

چيزي كه هستي را مبهوت كرد و كائنات را به غبطه واداشت.

انسان دستهايش را گشود و خدا به او «اختيار» داد.

 

 خدا گفت: حال انتخاب كن.

زيرا كه تو براي انتخاب كردن آفريده‌ شدي.

برو و بهترين را برگزين كه بهشت پاداش به ‌گزيدن توست.

عقل و دل و هزاران پيامبر نيز با تو خواهند آمد، تا توبهترين را برگزيني.

  

و آنگاه انسان زمين را انتخاب كرد.

رنج و نبرد و صبوري را. و اين آغاز انسان بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 16:48  توسط حسین  | 


و درود خدا بر او، فرمود :
زبان عاقل در پْشت قلب اوست ، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.
(اين سخنان ارزشمند و شگفتى آور است ، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى سازد . اما احمق هر چه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقت ، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد)
حكمت 40(اخلاقى)
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:58  توسط حسین  | 

 

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال...

بنگر که چگونه می افتی...

چون برگی زرد یا سیبی سرخ

"کنفسیوس"

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 13:20  توسط حسین  | 

 
امیر مومنان علی (ع) فرمودند : عمل مستحب، انسان را به خدا نزديك نمى گرداند، اگر به واجب زيان رساند.

حكمت 39 (عبادت ، معنوى)

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:12  توسط حسین  | 

 

فصل کوچ پرستوها بود

پرستوها یک به یک پر میگشودند

و دل از خاک بر می کندند

پرستو رفت

آشیانش اما ماند

با همه دارایی اش

ولی نه ...

دارایی دیگری یافت

رفت تا به آن برسد

پرستوی عاشق رفت

 

و سال هاست ...

که ما فراموش کردیم روزی پرستویی بود

و حال خونش سنگفرش راهمان است

پرستو دلش گرفته است ...

می دانم ... !

 

 

یادشان گرامی باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 15:41  توسط حسین  | 

 

 

 

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛

 فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.


توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ...

 هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد.

بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را.

بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را.


 .... بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 15:55  توسط حسین  | 

 

موجها مي رقصند، نسترن نيز چو آهوي دشت
    به سرمه مشکي چشمانش مي نازد ...
    عشق را مي بويم
    زندگي مي پويم
    آسمان مي جويم


    دلم اما غمگين سبد شيشه اي نگاه مي بوسد ...
    هيچ ترديدي نيست


    من به اين معجزه ايمان دارم
    که تو هم مي آيي
    همراه چلچله ها، همصداي چکاوک ، هم پرواز قاصدک


    هيچ ترديدي نيست
    من به اين معجزه ايمان دارم
    که تو هم مي آيي


    تو مي آيي ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 15:2  توسط حسین  |