تبليغاتX
خدا همین نزدیکی است

 

"السلام علیک ایتهالصدیقة الشهیدة"

بنام عشق

 به عشق او که عشق جاودانه در بهشت بی کران اوست

به نام آنکه صاحب الزمان من

کلیددار قبر بی نشان اوست

به نام آنکه گریه های بی امان آسمان

برای پیشواز فصل کوته خزان اوست

به نام آنکسی که در میان برگ های زرد

میان لحظه های درد

همیشه نام دوست بر زبان اوست

کسی که در حضور حضرت خدا

تمام کائنات روضه خوان اوست

به نام مادری که این بهار از جوانی اش

به زیر بار قامت کمان اوست

به نام او که جای شعله های ظلم

به روی درب و به روی استخوان اوست

به نام او که هستی ام از آن اوست

***

خدا را شکر یه فاطمیه دیگه زنده بودیم...

انشاالله که توفیق استفاده از این ایام را داشته باشیم...

هرزمان که ابر چشمانتان هوای باریدن داشت این وجود کویری را هم به یاد داشته باشید...

یا زهرا....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:32  توسط حسین  | 

وقتي به طوس جا به كنار تو مي كنم

احساس وصل حق به جوار تو مي كنم

در بين خلق از همه با آبروترم

چون كسب آبرو ز غبار تو مي كنم

يك حج به نامه عملم ثبت مي شود

با هر قدم كه رو به ديار تو مي كنم

بر يازده امام چون كه دلم تنگ مي شود

مي آيم و طواف مزار تو مي كنم

سلام

آقا طلبید یه سر رفتم مشهد

جای همتون خالی بود

آخ که اگه بطلبن دیگه هیچی نمی تونه جلودار سفرت باشه

دو شنبه از دانشگاه با دو تا از بچه های هیئت راه افتادیم ُ سه شنبه صبح رسیدیم و بعد از ظهر برگشتیم...

واسه چند ساعت هم که بود عشقمون را کردیم

غرض اینکه آقا هر چقدر میتونید برید زیارت امام رضا علیه السلام یکی از بزرگان تو بهشت برزخی گفته بوده که من حسرت میخورم که چرا بیشتر نرفتم زيارت امام رضا ، آخه به تعداد دفعاتي كه رفتم زيارت، آقا اومده به ديدنم و به قول ما ها اومده بازديد پس بده ، آخه هر ديدي يه بازديد داره ديگه... نه؟؟؟

سوغاتي هم براي همه ثواب زيارتم را آوردم البته اگه قبول كنن!!

در پناه حق...

يا علي

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:23  توسط حسین  | 

پدر گفت:"بگو یک!"

وتو تازه زبان باز کرده بودی و پدر به تو اعداد می آموخت.

کودکانه و شیرین گفتی:"یک"

پدر گفت:"بگو دو"

نگفتی!

پدر تکرار کرد "بگو دو دخترم"

نگفتی!

در پی سومین بار چشم های معصومت را به پدر دوختی و گفتی:"بابا!زبانی که به یک گشوده شده چگونه میتواند با دو دمسازی کند؟"

وحالا بناست تو بمانی و همان یک!همان یک جاودانه و ماندگار.

بایست بر سر حرفت زینب!که این هنوز اول عشق است

وعهدی را که با همه کودکی ات بسته ای با همه بزرگی ات پایش بایست.

میلاد حضرت زینب (س)مبارک

التماس دعا...

یا علی.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 9:14  توسط   | 

"السلام علیکِ یا اُمّاه"

*****************

هر روز که میگذرد احساس میکنم:

                                            کسی مرا میخواند!

از پس و از پیش

                        از بالا و از پایین

                                             از چپ و از راست

صدایی خوش ونوایی گرم...

"دویدم"

آنقدر دویدم که جایی برای پرواز پیدا کنم!

پیدا کردم...

سجاده ای پهن شد

                            آغاز پروازهای من

"دو ركعت نماز عشق ميخوانم.قربت الي الله"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:59  توسط   |