تبليغاتX
خدا همین نزدیکی است
 

نقل است كه گفت:

يك روز دلم گم شده بود.

گفتم:

الهي! دل من بازده.

ندايي شنيدم كه گفت:

يا جنيد!

ما دل بدان ربوده ايم تا با ما بماني،

تو باز ميخواهي كه با غير ما بماني؟

 

تذكره الاولياء، عطار نيشابوي، ذكر جنيد بغدادي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 12:25  توسط حسین  | 

 

گفت: خدا را نَفَس بکش.

 گفتم: خدا را نَفَس بکشم؟؟؟

خنديد: کتاب آسماني يادت هست ؟

اسمش قرآن بود. کلمه هاي خدا بود در دست هاي پيامبر.

اين روزها همه قرآن دارند. اين کلمه ها همه جا هست.

اما کسي کلمه ها را نَفَس نمي کشد. کسي با کلمه ها زندگي نمي کند.

تو اما کلمه هاي خدا را نَفَس بکش و زندگي کن. که بي نَفَس کشيدن مي ميري

 

 *******

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:52  توسط حسین  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 16:47  توسط حسین  | 

آدم به خدا گفت :

خداوندا !شیطان را بر من مسلط نموده ومثل جریان خون  نمودی که در رگهایم جاری بود،

.قادرش نمودی که بر بدنم داخل گردد.

پس خداوند فرمود :

یا آدم در مقابل به تو وفرزندانت این را دادم که هرکس از آنها فکر عمل بدی را بکند ، نوشته نشود،

ولی اگر آن عمل را انجام داد ،تنها یک گناه نوشته شود ،

 اما اگر کسی نیت انجام عمل خوبی را نمود ،

وانجام نداد ، برای نیتش یک ثواب نوشته می شود

 و اگر آن عمل را انجام داد ، ده ثواب برایش نوشته می شود .

آدم گفت:

خدای من !برایم زیادتر کن !

خداوند فرمود : اگر کسی مرتکب گناهی شد وآنگاه توبه نمود ،آن را  می بخشم .

آدم گفت: ای خدا ! باز بیشتر کن !

 خدا فرمود تالحظه مرگ ،مهلت توبه دادم !

این جا بود که آدم گفت:خداوندا! کافی ام است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 16:34  توسط حسین  |