تبليغاتX
خدا همین نزدیکی است
 

 


 

- گريه هاي نيمه شب از خوف خدا کجا و خنده هاي بي خيالي و مستانه امروزي کجا !

- بدن سوراخ سوراخ شده شهيدان کجا و بدن خالکوبي شده و... کجا !

- فرياد يا حسين(ع) از ترس شيميايي کجا و نعره مستانه از شب نشيني ها کجا !


 -تکه تکه شدن بدن شهيد به وسيله خمپاره کجا و از پا در آمده توسط هوي و هوس کجا !

- سوز عطش توپ و تانک کجا و گرما و شعله سيگار و دخانيات و... کجا !

- لباس خاکي و بي رياي بسيج کجا و لباس هوي متال و رپ کجا !

- سوز و سرما و برف کردستان کجا و سوز و سرماي زمستان در کوچه ها از بي خانماني کجا !

- جنون و موج جبهه کجا و مستي شراب و الکل ....کجا !

- گريه افتخار مادر شهيد از خبر شهادت فرزندش کجا و گريه ننگ خانواده معتاد از شنيدن مرگ او کجا !

- تلفات سه هزار مجروح عمليات والفجر 1 کجا و مبتلا شدن چندين هزار نفر به ايدز و....کجا !

- احيا گرفتن و شب زنده داري کجا و شب گردي و الواتي و تا صبح پاي فيلم مبتذل و....کجا !

- اسارت چندين ساله اسراي جنگ کجا و اسارت صد ساله و دربند هوي و هوس بودن کجا !


      و خلاصه مجنون کجا و خانه جنون کجا !

                  شهيد کجا و پليد کجا !             


                              نماز بي ريا کجا و فرياد بي صدا کجا !


   اين کجا !

          و آن کجا !

آدرس ما در پارسی بلاگ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 14:25  توسط حسین  | 

 

گفتم مي شنوي چه آهنگ حزيني دارد ؟

 گفت: آري اين صداي ... است كه مي خواند.

 گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صداي قافله را مي گويم قافله دو كوهه كه دارد دور مي شود .

 گفت: دور نمي شود عزيزم دارد گم مي شود.

گفتم: من نمي گذارم كه صداي زنگ قافله دو كوهه در دالان گوش هاي من گم شود.

گفت: گم مي شود دير يا زود اين جبر تاريخ است.

 گفتم :تاريخ مديون دو كوهه است.من هنوز صداي نيايش ها را مي شنوم من هنوز صداي زيارت عاشوراها را مي شنوم. باور كن كه دوكوهه زنده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 16:33  توسط حسین  | 

 

فصل کوچ پرستوها بود

پرستوها یک به یک پر میگشودند

و دل از خاک بر می کندند

پرستو رفت

آشیانش اما ماند

با همه دارایی اش

ولی نه ...

دارایی دیگری یافت

رفت تا به آن برسد

پرستوی عاشق رفت

 

و سال هاست ...

که ما فراموش کردیم روزی پرستویی بود

و حال خونش سنگفرش راهمان است

پرستو دلش گرفته است ...

می دانم ... !

 

 

یادشان گرامی باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 15:41  توسط حسین  |